المحقق السبزواري
92
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
و زندگانى رسيد . بوقا دست او گرفته از خرگاه بيرون آورد ، و شاهزاده در رفتن تعلّل مىنمود . بوقا صورت مواضعه « 1 » را باز نمود و تقرير كرد كه ، « سلطنت هلاجو را بهانه خلاصى شاهزاده و عروج او بر ذروهء سلطنت ساختهايم ؛ اكنون محلّ توقّف نيست . » و بوقا ارغون را به منزل خود برده بر اسبان سوار شدند و بر سراليناق رفتند ، و او مست لا يعقل بر بستر استراحت خفته بود . امير على تمغاجى « 2 » از ملازمان بوقا در « 3 » رفت و سرش از تن جدا كرد و فزع روز محشر در آن شب مشاهده رفت و اكثر خواصّ سلطان احمد كشته شدند ، و يكى از ايشان بر مركب فرار سوار شده ، مانند باد از عقب سلطان احمد پويان گشت . سلطان چهار فرسخ از اسفراين گذشته بود كه آن شخص به او رسيد و از خلاصى ارغون و واقعهء شبيخون و قتل ياران و اعوان و انقلاب روزگار خبر داد . سلطان از اين خبر مضطرب گشته ، روى به جانب اردوى مادر خود كه در سراب بود نهاد . امرا و سرداران كه ملازم ركاب بودند در منازل و مراحل توقّف مىنمودند . و ارغون چون كار دشمن بساخت ، در آن شب بيدار بود و چون روز شد ، شاهزادگان و امرا به خدمتش رسيده و به نعمت حيات و دولت سلطنت و قهر دشمنان زبان بشارت بگشادند . و بوقا جمّازه سوارى فرستاد تا لشكر قراوناس « 4 » راه سلطان احمد نگاه دارند و ديگرى بر سبيل استعجال روان كرد كه قورچيان « 5 » تيغ از مرغ روح نوكران سلطان احمد دريغ ندارند و ارغون نيز جهت دفع سلطان احمد در آن چند روز حركت فرمود . و سلطان احمد چون به اردوى مادرش ، قوتى خاتون ، رسيد و او را از حادثه خبردار گردانيد ، قوتى خاتون با پسر گفت : « اولى و انسب چنان است كه در همين موضع توقّف كنى و امرا كه ملازمند با خود موافق گردانى تا [ 15 آ ] از دريچهء غيب چه رو نمايد . » و كيفيت واقعه بر مردم اردوى قوتى خاتون ملتبس بود و به حسب غلبهء ظنون هركس
--> ( 1 ) . « مواضعه » به معنى قرار گذاشتن است . ( 2 ) . اين واژه مغولى و تركى است و تمغاچى تلفظ مىشود و به مأمور وصول ماليات از مال التجاره اطلاق مىشده است . ( 3 ) . به معنى « درون » است . ( 4 ) . طايفهاى از مغول كه بيباكترين آنان به شمار مىروند . ( 5 ) . سلاحدار . تلفّظ صحيح آن ابتدا بايستى كرچى باشد كه به معناى تيرانداز ( با كمان ) است ، از ريشهء كر « تركش دار » .